كجايي آه اي ماه شكسته؟ كه ماندم پشت اين درهاي بسته چو گل بر من تبسم كن دوباره مرا در خلوتت گم كن دوباره كجايي اي بهار آشنايي؟ دلم را مي تكانم تا بيايي مرا با آرزوي من صدا كن دري بر من ز روي مهر وا كن تو را چون آرزو در سينه دارم برايت يك بغل آئينه دارم بيا اي دل در اين شبهاي پر سوز چراغي در نگاه من بيفروز شبي آئينه احساس من باش شميم باغهاي ياس من باش نگاهم را بيا تابندگي بخش مشامم را شميم زندگي بخش