« متن مصاحبه »

خانوم فراهانی! شما نه تنها به عنوان هنرپیشه بسیار شناخته شده هستید، بلکه به عنوان خواننده هم بعد از کنسرت با آقای نامجو معروفیت پیدا کردید.
من که هنوز معروفیتی پیدا نکرده ام. ولی خب رشته ی اصلی من همیشه موسیقی بوده و اوضاع یکجوری است که الان هم من و هم محسن خارج از ایرانیم و یکجورهایی شبیه به هم هستیم. به هر حال محسن را مردم در ایران خیلی دوست دارند و من هم مردم ایران را دوست دارم و این ترکیب به نظرم ترکیب خوشگلی است.
شما چندین بار در میان کنسرت رفتید و با محسن روبوسی کردید.
من یکبار اینکار را کردم. باقیش داشتم در مورد مسائل تکنیکی صحبت می کردم. راجع به اینکه چرا هتفون را نگذاشتی و اینکه نورها دارد تماشاگران را اذیت می کند. به هر حال یک اتفاقی است که می افتد. در یک لحظه ای انگار همه چیز یکی می شود. همه ی جهان یکی می شود. و می دانیم که قرار است صدای ما به تمام اتوبانهای تهران، اتوبان صدر و مدرس و شهر ری و... برود و این یک شوق عجیب و غریبی است به هر حال.
الان در بعضی از کشورهای اروپایی، یکی از فیلم های شما را نمایش می دهند و خیلی از ایرانیها می پرسند که فیلم بعدی خانوم فراهانی کی است؟
انشاالله. من یک فیلمی کار کرده ام با آقای رولند جافی، به اسم There Be Dragons. نمی دانم کی نمایش داده می شود. هنوز فیلمبرداریش تمام نشده. به هر حال پروژه های دیگر هم دارد اتفاق می افتد و باید ببینیم که قرار است کدام یکی پس از دیگری کنار هم چیده شوند.

شما که هم در ایران کار کرده اید و هم در خارج، به نظرتان کجا برای فعالیت یک هنرپیشه ی ایرانی راحت تر است؟
کجا برای زندگی راحت تر است؟ باید این را بپرسید. معلوم است که ایران. به هر حال عشق ما ایران است، زندگی ما ایران است. اما آن ارزشی که قائل می شوند برای هنرمند در...(از گفتنش منصرف می شود). نمی دانم. این سوال خیلی ظریفی است. به هر حال فکر کنم هنر یک زبان جهانی است که چه در ایران باشد و چه در هر جای دنیا، حرف خودش را می زند و نیازی به زبان و قوم و هیچ چیزی ندارد.
اگر هنر و سینما یک زبان بین المللی است و یک هنرمند هر جا می تواند حرفش را بزند، گلشیفته فراهانی چه می خواهد بگوید به دنیا؟
من به عنوان موزیسین نمی دانم، اما به عنوان بازیگر، شاید می خواهم یک رویه ی جدیدی از اخلاقی که یک هنرمند می تواند داشته باشد، ارائه دهم. به هر حال من هنر سینما را در مقابل موسیقی انتخاب کردم، چون فکر می کردم تماشاچی بیشتری دارد و مردم بیشتر با آن ارتباط برقرار می کنند. و به هر شکل موج های هنری و فرهنگی و تمام اینها را می خواستم ایجاد کنم، چون در خانواده ای بزرگ شده ام که پدرم هم همینطوری بود. به هر صورت در ایران هنر همیشه برای ما یکجور مبارزه بوده. چون به عنوان هنرمند همیشه یک چیزی در مقابل ما بوده که جلوی ما را می گرفته و همیشه ما در اقلیت بوده ایم. "من" شاید یک "ندا"ی زنده است. یک ندای آزادی است. یک ندایی است که نمرده و هرگز نخواهد مرد.
« دانلود کلیپ این مصاحبه »

برای دانلود این مصاحبه ی ۵ دقیقه ای، با کیفیت عالی و حجم ۸ مگابایت، بر روی لینک زیر کلیک کنید ؛
.: دانلود :.
نوشته شده توسط محمد امیر-د در دوشنبه بیست و هفتم مهر 1388 و ساعت 17:17