تبليغاتX
برادران همیشگی گلشیفته فراهانی
فیلم سنتوری لو رفت
تاريخ: سه شنبه سی ام بهمن 1386 ساعت :9:18
سنتوری 
داريوش مهرجويي درباره جلوگيري از نمايش «سنتوري»  گفت؛ «در جريان جلسه يي که قبل از سوم مرداد برگزار شد، آقاي جعفري جلوه به شخصه صرفاً به خاطر سليقه و خواست خودش تصميم گرفت جلوي نمايش اين فيلم را بگيرد. الان تکنولوژي جديد نمايش طوري است که فقط منوط به سالن نمايش سينما نمي شود و يک فيلم وقتي ساخته مي شود، امکانات متعدد براي پخش و نمايش آن وجود دارد. يکي از اينها همين مساله سي دي است که همه مي دانيم چه بلايي به سر سينما آورده است. آن زمان گفتم اگر اين کار را بکنيد خواه ناخواه روزي سي دي قاچاق و دي وي دي فيلم بيرون مي آيد. فيلم وقتي از لابراتوار بيرون آمد ديگر سرنوشتش دست ما نيست. فيلمي که 10 بار در جشنواره روي پرده مي رود و در محافل مختلف نمايش داده مي شود، معلوم است که ديگر سرنوشتش دست ما نيست و نسخه يي از اين فيلم بالاخره يک جور به بيرون راه پيدا مي کند.»
سنتوری
مهرجويي درباره نحوه ورود «سنتوري» به بازار قاچاق گفت؛ «همين يکي، دو روز گذشته اين اتفاق افتاده است. گويا از جايي درز پيدا کرده و آن را فروخته اند. يک سًرور ايراني در روسيه که قاچاق فيلم مي کند اين فيلم را به طور قاچاق وارد اينترنت کرده است. همين سرآغاز ورود سي دي قاچاق فيلم شده و جالب اينکه «سنتوري» از ايران به بيرون فرستاده شده است يعني فيلم بدون زيرنويس بوده و رفته آنجا و بعد آنها کادرش را عوض کرده و يک زيرنويس جديد برايش گذاشته اند.» مهرجويي درباره تصميماتي که باعث جلوگيري از اکران فيلمش در ايران شد، معتقد است؛ «باعث تاسف است که چنين تصميماتي گرفته مي شود و لطمه بزرگي به سينما مي زند. آن هم درباره فيلمي که مي توانست خيلي معقول و درست روي پرده بيايد و اکران شود. همان طور که در جشنواره به نمايش درآمد و هيچ کس درباره اش حرفي نزد.
سنتوری
مهرجويي درباره سرنوشت فيلمش مي گويد؛ «سرنوشت «سنتوري» هم اکنون در دست ارشاد است. آنها بايد اقدامي سريع انجام دهند و زمينه اکران فوري فيلم را فراهم کنند. لازم است يک درخواست همگاني از جانب فيلمسازان به ارشاد و آقاي جعفري جلوه ارسال شود که اين فيلم را هر چه سريع تر اکران کنند. سود اين فيلم مي بايست به سرمايه گذاران آن، تهيه کنندگان، پخش کنندگان و سينماداران برسد. پخش کننده اين فيلم حدود 50 کپي از فيلم را براي سينماها فرستاد، کلي تبليغات کرد و پوستر و بيلبورد چاپ کرد، ولي يکباره جلوي نمايش آن را گرفتند. ما هنوز پروانه نمايش داريم و اين پروانه هنوز لغو نشده. هنوز هيچ نامه کتبي به دست ما نرسيده که از نمايش اين فيلم خودداري کنيد. ما فقط به احترام وزارت ارشاد فيلم را اکران نکرديم.» مهرجويي در ادامه درباره اقداماتي که براي حل مشکل اين فيلم انجام داده، گفت؛ «ما چند هفته پيش نامه يي به مقامات کشور نوشتيم و تمام ماجرا را توضيح داديم. گفتيم که چه اجحافي به اين فيلم شده است.گفتند که برويد گزارش جامعي از فيلم تهيه کنيد. حاج آقا رفيعا هم که مسوول رسيدگي به اين قضيه بود، رفتند و اين گزارش را از ارشاد و فارابي و ديگر دستگاه هاي مربوط تهيه کردند. نتيجه گزارش آنها نامه اعتراض آميز ما را تاييد کرد و حق را به ما دادند. حتي من شنيده ام که وزارت اطلاعات هم با اين فيلم موافق است و دائم از ما مي پرسند چرا سنتوري اکران نمي شود. اما آقاي جعفري جلوه هيچ اقدامي انجام نمي دهد.»مهرجويي در پايان اعلام کرد که هم اکنون با اقداماتي که از سوي نيروي انتظامي و با هماهنگي آقاي فرحبخش انجام شده، تا حدودي جلوي پخش اين سي دي را گرفته اند. او از همه کساني که براي کارهايش احترام قائلند درخواست کرد که سي دي قاچاق «سنتوري» را خريداري نکنند و مال دزدي به خانه شان نبرند.هنوز وزارت ارشاد و معاونت سينمايي هيچ گونه موضعي درباره جلوگيري از عرضه غيرقانوني سي دي فيلم «سنتوري» اتخاذ نکرده اند.
نوشته شده توسط محمد امیر دلارام نژاد | موضوع: | لينک ثابت |
سنتوري به روايت محمدامير دلارام نژاد
تاريخ: پنجشنبه یازدهم بهمن 1386 ساعت :17:32

يا لطيف

بي مقدمه سلام...

اول از همه يك دنيا عكس جديد واسه طرفداراي ابجي گلشيفته بزارم كه حال كنن

در صورتی که هر یک از عکس ها باز نشد بر روی آن راست کلیک کرده و گزینه Show Picture را بزنید

عکس های گلشیفته فراهانی در فیلم سنتوری







عکس های گلشیفته فراهانی در فیلم سنتوری













عکس های گلشیفته فراهانی در فیلم سنتوری










فیلم سینمایی سنتوری ساخته داریوش مهرجویی به اعتقاد بینندگان و دوستداران سینما امید بخش ترین فیلم جشنواره امسال است. علی بلورچی فرزند حاج آقا بلورچی یكی از كسبه قدیمی وصاحب نام صنف بلور و شیشه است. حاج آقا بلورچی كه در زمان كودكی و نوجوانی سختی های زیادی را متحمل شده است تحت تاثیر عقده‌های آن دوران، پسرانش را آن طوركه خود می خواهد تربیت می‌كند. حامد پسر بزرگترحاج آقا از همان دوران مدرسه از درس محروم شده تا نزد پدر پادو باشد در نهایت ادامه دهنده راه او باشد. علی پسر دوم حاج آقا است كه از بچگی با ساز كهنه ای كه متعلق به دایی مرحومش بوده انس گرفته وقصد داشته تحصیلات خود را در رشته موسیقی ادامه دهد اما با مخالفت مادر مواجه شده وبه اجبار در رشته بازرگانی درس می خواند.

علی عصیان زده از شرایط حاكم در خانه درس و خانه پدری را رها كرده و از خانواده جدا می شود. علی به همراه دوستش "تمایل" یك گروه موسیقی تشكیل می دهد و با اجرا در جشن ها و مناسبات مختلف گذران زندگی می كند و به خاطر تبحرش در نواختن سنتور به علی سنتوری معروف می شود. علی به تدریج در پی معاشرت با دوستان و كارهای شبانه روزی هر از چند گاهی سراغ مواد مخدر ومشروب می‌رود ولی این استفاده تفننی از مواد مخدر به صورت عادت درمی‌آید. طی مراسمی كه اجرای موسیقی آن با علی سنتوری است دختری به نام هانیه مجذوب هنر علی شده و این آشنایی به ازدواج آنها منجر می شود. این اتفاق‌ها برای مدت كوتاهی به زندگی علی نشاطی تازه می بخشد و حتی او را تشویق به فعالیت بیشتر می كند. علی كه حالا زندگی مستقلی تشكیل داده كماكان به مصرف مواد مخدر ادامه می دهد تا به خیال خود شرایط روحی اش را تقویت كند ولی پس از مدتی به خاطر اوضاع نامناسب مالی و رفتارهای بی ثبات ناشی از مصرف مواد مخدر بین او وهانیه مشكلات زیادی پدید می آید تا اینكه هانیه به تنگ آمده و به قهر از خانه علی می رود. علی كه به خاطر آلوده شدن به مواد مخدر كمتر امكان كار برایش فراهم می شود فرصتی می یابد تا به همراه دوستش تمایل اجرای برنامه موسیقی یك مراسم عروسی را انجام دهد. 

در اثنای عروسی و اجرای موسیقی میان خانواده داماد و برخی از اقوام و آشنایان آنها كه اختلاف فامیلی داشتند درگیری شدیدی پیش می‌آید كه منجر به زد‌ و خورد بین مهمانان می شود و در این بین وسایل و آلات موسیقی علی به كلی آسیب دیده و خود وی هم از ناحیه دست به شدت مضروب می شود. آسیب دیدگی شدید علی و عدم توانایی او در ساز زدن تنها امكان پول درآوردن او را از بین می برد. صاحب خانه هم عذر او را می خواهد و علی با مقداری خرت و پرت، آواره وسرگردان شده وبالاخره درگوشه‌ای از یك پارك جنگلی چادر می‌زند در این دوران با بی خانمان‌ها و معتادان و محشور می شود و چون درمانده و نیازمند است برای پول درآوردن به هر كاری تن می دهد. زندگی درمیان مشتی معتاد و آواره در حاشیه شهر علی را خموده‌تر شكسته‌تر و آلوده‌تر می‌كند. یك شب كه علی در میان معتادان و بی خانمان ها مشغول تریاك‌كشی است و می‌خواهد از این طریق خاطرات تلخ گذشته را فراموش كند، ماموران نیروی انتظامی سر رسیده و همه آنان را دستگیر می كنند. علی به مركز ترك اعتیاد فرستاده می شود و مسوولان این مركز متوجه اختلالات روحی او شده و سعی در برقراری ارتباط با علی از طریق روان درمانی دارند محیط مناسب و شرایط درمانی آنجا به علی كمك می كند تا بهبودی نسبی بیابد تا اینكه با خرید یك سنتور توسط روان‌شناس مركز برای علی، او فرصت و انگیزه‌ای می یابد تا دوباره موسیقی را از سر بگیرد. 

همین اشتیاق موجب برقراری كلاس‌های آموزش سنتور به سایر معتادین توسط علی می‌شود. حاج آقا بلورچی به همراه حامد به مركز بازپروری می‌رود تا به علی بگوید كه از گذشته پشیمان شده و حاضر است پس از آزادی و ترك اعتیاد علی همه امكاناتش را در اختیار او بگذارد ولی علی كه دیگر معلم ویژه موسیقی برای سایر افراد درحال بازپروری به حساب می‌آید، می‌گوید با اینكه مشكل اعتیادش حل شده و وضعیت جسمانی كاملا مناسب وسالمی دارد و در عین حال كه دوران محكومیتش به پایان رسیده دیگر حاضر نیست آنجا را ترك كند چون برای اولین بار احساس امنیت و آرامش می‌كند و تازه خانه واقعی‌اش را یافته جایی كه دور از هیاهوی جامعه‌ای بی رحم می تواند برای آدم‌هایی مثل خودش مفید باشد و با نغمه سازش به آنها عشق و زندگی بدهد. در نهایت علی به همراه شاگردانش كه از بیماران همان مركزهستند، كنسرت كوچكی اجرا می‌كنند، چشم علی به هانیه می‌افتد كه در بین جمعیت او را تشویق می‌كند ولی در پایان خبری از هانیه نیست.

golshifteh-hamsar.jpg



08.jpg

31.jpg

گلشیفته فراهانی و همسرش (امین مهدوی )


 


ادامه مطلب
نوشته شده توسط محمد امیر دلارام نژاد | موضوع: | لينک ثابت |
? This Template Designed By jirjirake-ghaleb-saz